زنگ اعلام حادثه كه در ايستگاه طنينانداز ميشود، از جا ميپرند. بلافاصله كاورهاي سرخ رنگشان را به تن ميكنند و از ميله استوانهاي شكل سر ميخورند و خودشان را ميرسانند به ماشينها. محل ماموريت: آتشسوزي در يك استخر زنانه. گروه اعزامي: بانوان آتشنشان داوطلب!
به محل حادثه كه ميرسند، شعلههاي آتش همچنان زبانه ميكشند و صداي جيغ و فرياد به گوش ميرسد. فرصتي نيست. محل حادثه بسرعت تخليه ميشود. حالا هر گروه از آتشنشانها با هماهنگي سرگروه موظف به كاري ميشوند. چند نفري بسرعت مصدومان را براي مداوا به بيرون از محل آتشسوزي منتقل ميكنند.
تعدادي شيلنگهاي كفپاش را از پشت ماشينها به داخل محوطه آتشسوزي ميكشند. چندتايي با حمل لولههاي آبرساني كه هركدامشان چند كيلو وزن دارند، به جنگ آتش و دود ميروند.
چند ساعت بعد آتش كه مهار ميشود، آتشنشانها كه از خستگي روي پايشان بند نيستند، نفس راحتي ميكشند. پريدن از ارتفاع، بالا رفتن و پايين آمدن با طناب، حمل و كنترل شيلنگهاي كفپاش و لولههاي آبرسان بسيار سنگين، بالا رفتن از نردبانهاي بلند و... شايد در نگاه اول كاري كاملا مردانه به نظر برسد كه انجام آن از عهده زنان خارج است؛ اما بانوان آتشنشان ميگويند: وقتي عاشق حرفهات باشي، سختيها برايت آسان ميشود. فعاليت زنان آتشنشان داوطلب هرروز جديتر ميشود. حالا ديگر مدتهاست شهروندان با ديدن چند بانوي كمسن و سال در لباس مخصوص آتشنشاني كه پشت فرمان خودروهاي بزرگ سرخرنگ آتشنشاني نشستهاند يا در حال پايين آوردن شيلنگهاي كفپاش خاموشكننده و لولههاي آبرسان به تمرين عمليات امداد و نجات مشغولند، چشمانشان را چند بار باز و بسته نميكنند كه شايد اشتباه ديده باشند.
پايگاهي براي بانوان آتشنشان
قرار ما با گروه زنان آتشنشان داوطلب، ايستگاه 77 آتشنشاني در خيابان ستارخان است. وارد محوطه ايستگاه كه ميشويم، با استقبال گرم خانم نقرهئيان، مسوول پايگاه بانوان آتشنشان كه به همراه يكي از دختران گروه مدتي است منتظر ما هستند، مواجه ميشويم.
خانم نقرهئيان از همان ابتداي آغاز به كار بانوان آتشنشان داوطلب از سوي سازمان آتشنشاني به عنوان مسوول اين گروه به ايستگاه77 كه محل استقرار خانمهاي آتشنشان است، اعزام شده است.
خانم نقرهئيان برايمان ميگويد كه بانوان آتشنشان داوطلب اينجا هر روز در قالب يك گروه 10 نفره از 8 صبح تا 4 بعدازظهر حضور دارند و در حال حاضر در مجموع 80 نفر به عنوان خانمهاي آتشنشان داوطلب در اين دوره آموزشي شركت كردهاند.
در گروه بانوان آتشنشان هم مجرد پيدا ميشود و هم متاهل، از دانشآموز دوره پيشدانشگاهي گرفته تا پشت كنكوري و دانشجو، از ديپلم تا كارشناسي ارشد. آنها تاكنون 80 ساعت آموزشي را به صورت تئوري و عملي گذراندهاند و دوره آموزشي آنها هيچ تفاوتي با آموزشهاي مردان آتشنشان ندارد.
دوره آموزش مقدماتي آنها شامل دروس تئوري كمكهاي اوليه، چگونگي اطفاي حريق، آشنايي با خاموشكنندهها و تجهيزات و ابزارهاي كار آتشنشاني در حين عمليات است.
آموزش امدادرساني به شخصي كه در آسانسور گير افتاده است، عمليات آبرساني هنگام حريق و جمع كردن سريع لولههاي سنگين آبرسان كه نياز به سرعت عمل بالايي دارد ، عمليات راپل (صعود و فرود با طناب)، بالا رفتن از نردبانهاي بلند آتشنشاني، پرش از ارتفاع و... از جمله آموزشهاي دوره عملي بانوان آتشنشان است.
جاي خالي بانوان آتشنشان فاجعه ميآفريند
بانوان آتشنشان پس از گذراندن دوره آموزشي، چند باري در كنار همكاران آتشنشان مرد عازم محل حادثه شدند؛ اما از وقتي براي 2 نفر از آنها در حين عمليات حادثه رخ داد، بنا به صلاحديد رئيس ايستگاه و مسوولان سازمان آتشنشاني قرار شد بانوان آتشنشان فعلا تا زماني كه آموزشهاي عملي بيشتري را بگذرانند و تجربه و مهارت لازم را كسب كنند، از اعزام به ماموريت معاف شوند.
اگرچه حادثه پيش آمده به خير گذشته بود و 2 بانوي آتشنشان مصدوم هماكنون دوره استراحت را ميگذرانند؛ اما به هر حال اين اتفاق شرايطي را رقم زد كه بچهها از آن چندان راضي نيستند.
آنها دوست دارند حضور و كارشان به عنوان بانوان آتشنشان جديتر گرفته شده و به آنها اجازه داده شود در آن دسته از عملياتهاي آتشنشاني كه زنان هم در آن حادثه ميبينند، حضور داشته باشند.
آنها معتقدند جاهايي هست كه نياز به حضور بانوان آتشنشان براي امدادرساني كاملا محسوس است؛ آنجا كه آتشنشانهاي مرد شايد نتوانند به دليل معذوراتي براي امدادرساني به بانوان حادثهديده وارد عمل شوند و اينجاست كه حضور بانوان آتشنشان ميتواند خيلي از مشكلات را حل كند. بچهها با يادآوري حادثه آتشسوزي سالن بدنسازي بانوان مجموعه ورزشي انقلاب كه چندي پيش اتفاق افتاده بود، تعريف ميكنند كه چطور سوناي خشك آتش ميگيرد و افرادي كه آنجا بودهاند، پيش از تماس با 125 شيشه را ميشكنند و همين مساله موجب شعلهور شدن آتش و سرايت آن به سالن بدنسازي بانوان ميشود. 20 دقيقه طول ميكشد تا ماموران آتشنشاني سر برسند و تازه آن هنگام كلي معطل ميشوند تا خانمهاي داخل سالن لباس بپوشند و ماموران بتوانند بروند داخل و آتش را مهار كنند و از همينجاست كه جاي خالي بانوان آتشنشان بخوبي احساس ميشود. اگر بانوان آتشنشان بودند، اين همه وقت هدر نميرفت و عمليات امداد و نجات با كمترين مشكلي انجام ميشد.
عمليات امداد و نجات درحوادثي كه براي بانوان اتفاق ميافتد بهدليل برخي محدوديتها حضور بانوان آتشنشان را ضروري ميكند
اما آقاي فرخاك، رئيس ايستگاه 77 آتشنشاني ستارخان كه بانوان آتشنشان زير نظر او در اين ايستگاه آموزش ميبينند، با شنيدن صحبتهاي بانوان آتشنشان و گلايه از اينكه چرا فعلا به آنها اجازه شركت در عمليات داده نميشود، در مقابل اين درخواست با لحني كاملا جدي و البته كمي خشن ميگويد: هنوز بچهها آنقدر مهارت و تجربه كافي ندارند كه بتوانند به طور جدي در عملياتها شركت كنند و بايد دورههاي آموزشي تخصصيتر را فرا بگيرند. البته او هم قبول دارد كه عمليات امداد و نجات در حوادثي كه در استخر، سونا، حمام و سالنهاي ورزشي بانوان اتفاق ميافتد با محدوديتها و سختيهايي مواجه است كه حضور بانوان آتشنشان واقعا در اين عمليات يك ضرورت محسوب ميشود.
شجاع باش و عاشق
«فقط دختراني كه شجاعت، جسارت و علاقه داشته باشند، ميتوانند دورههاي آموزشي بانوان آتشنشان داوطلب را با همه سختيهايش پشت سر بگذارند و اينجا ماندگار شوند.»
اين را طاهره اينانلو، يكي از اعضاي گروه ميگويد. او ديپلمه است و خودش را براي شركت در كنكور رشته هنر آماده ميكند. طاهره ميگويد: اوايل دوره آموزشي، خانمهايي در جمع آنها بودند كه وقتي فهميدند بالا رفتن از نردبانهاي بلند آتشنشاني هم جزو مهارتهايي است كه بايد در طول دوره آموزشي خود آن را بياموزند، متوجه شدند از پس اين كار برنميآيند و از ادامه راه انصراف دادند.
يا آنهايي كه در حمل نردبانهاي آلومينيومي كه البته وزن چنداني هم نداشت، مشكل داشتند و نتوانستند تمرينات را ادامه دهند.
بانوي كاراتهكار
خانم ادبي بهار، جزو دختران ورزشكار گروه بانوان آتشنشان داوطلب و 23ساله است. او چند سالي است كه به طور حرفهاي كاراته كار ميكند. بچهها با هيجان از جسارت و شجاعت خانم ادبي بهار برايمان تعريف ميكنند و حضورش را باعث افتخار گروهشان ميدانند و از او ميخواهند ماجراي عمليات راپل (صعود و فرود با طناب) را برايمان تعريف كند كه چطور به عنوان تنها زن آتشنشان داوطلب توانسته است در حضور مسوولان سازمان آتشنشاني و همكاران آتشنشان مرد، عمليات راپل را با موفقيت انجام دهد: تا آن زمان عمليات صعود و فرود با طناب، تنها مختص مردان آتشنشان بود و خانمها از آموزش و انجام اين عمليات معاف شده بودند. چند نفر از همكاران مرد در حضور بازديدكنندگان اين عمليات را انجام دادند تا اينكه رئيس ايستگاه خواست يك نفر از بانوان گروه ما هم اين عمليات را انجام دهد. من هم تازه اين دوره آموزشي را گذرانده بودم. خلاصه با تشويق و اصرار بچهها، شجاعت به خرج دادم و گفتم ميتوانم اين عمليات را انجام دهم كه البته موفق هم شدم و از اينكه از همكاران مرد كم نياوردم، احساس غرور كردم.
حضور ترافيكساز
بچهها از روزهاي حضورشان در ايستگاه 77 آتشنشاني خاطرات زيادي دارند، بخصوص از روزهاي اولي كه در محوطه ايستگاه مشغول تمرين عمليات امداد و نجات، بالا رفتن از نردبانهاي بلند و حمل لولههاي آبرسان و شيلنگهاي كفپاش بودند. آن وقت اگر نگاهي به خيابان روبهروي ايستگاه ميانداختند، خودروهاي زيادي را ميديدند كه رانندههايشان با تعجب آنها را نگاه ميكردند و همين مساله باعث ايجاد ترافيك سنگين و كندي تردد ميشد.
سرنوشت بانوان آتشنشان در هالهاي از دود
وقتي از بچهها ميپرسم كه چه توقعي از مسوولان دارند، بدون معطلي پاسخي ميدهند كه معلوم است مدتهاست فكرشان را مشغول كرده است: استخدام و حذف شرط سني. اينانلو ميگويد: درست است كه ما آتشنشان داوطلب هستيم؛ اما دلمان ميخواهد مسوولان آتشنشاني ما را جديتر بگيرند تا اين طور بلاتكليف نباشيم. از سوي ديگر بلاتكليف بودن وضعيت استخدام خانمهاي آتشنشان داوطلب در مجموعه آتشنشاني موجب نگراني ما شده است؛ به طوري كه شرط سني استخدام براي آتشنشانها حداكثر 25 سال است و اين در حالي است كه خيلي از بچهها با اين سن فاصله زيادي ندارند و اگر هرچه زودتر تكليف استخدام آنها روشن نشود، با رسيدن به 25 سالگي عملا اين شرط را براي استخدام از دست ميدهند و از گردونه خارج ميشوند.