الف: اساسا محل بحث در جبر و اختيار عمل خود آدمي است نه اعمال ديگران.
در تولد که فعل ما نيست معلوم است که ما مجبور هستيم چون فعل ما نيست.
در مرگ هم اگر خود عامل آن باشيم يا عامل مقدمات آن باشيم، باز عمل اختياري ما خواهد بود.
ب: در مثال شما مرگ براي مقتول امري جبري و خارج از اختيار اوست ولي براي قاتل امري اختياري بوده و لذا در قبال اين عمل اختياري داراي مسؤوليت ميباشد.
ج: آري انسان مي تواند مقدمات مرگ خويش را هم فراهم کند، البته در همه موارد آنچه که انسان (چه قاتل و چه مقتول ) انجام مي دهد مقدمات مرگ است اما خود فعل مرگ کار او نيست چنانچه اگر کسي خود را از بالاي بلندي پرتاب کند اين پرتاب اختيار و فعل اوست اما در هم شکستن استخوانهاي او نه کار او و نه اختيار او مي باشد. و تمام مسؤوليت هم متوجه همان مقدمات است با يک مثال ديگر مطلب را روشنتر مي کنيم:
فرض کنيد کسي انساني را در ميانه آتش افکند، اين افکندن کار قاتل است اما سوختن مقتول ديگر کار آتش مي باشد ولي در عين حال به خاطر انجام آن مقدمات، قاتل مسئول است.