يکي از مسائلي که دير زماني است مورد سوء استفاده قرار گرفته است، مساله ارتباط با ارواح است.
حضرت آيت الله مکارم شيرازي «مدظله» در اين زمينه فرموده اند: «بايد گفت که ارتباط با ارواح را به عنوانيک واقعيت مي توان پذيرفت، ولي نبايد از نظر دور داشت که اين مساله مورد سوء استفاده عده زيادي قرار گرفته است...».[1]
بنابراين ما منکر ارتباط با ارواح نيستيم زيرا منابع اسلامي اين مطلب را در موارد زيادي تاييد کرده است که به عنوان نمونه مي توان به ارتباط و سخن گفتن پيامبر «ص» با ارواح مشرکان کشته شده در جنگ بدر[2]و ارتباط آن حضرت با ارواح مومنين در قبرستان بقيع[3]و ارتباط و صحبت حضرت علي عليه السلام با ارواح مردگان[4]اشاره کرد.
اما از آنجاييکه مساله ارتباط با ارواح، مساله بسيار مهم و پيچيده اي است، نبايد و نمي توان از هر کس که مدعي اين ارتباط است ادعايش را پذيرفت و تازه اگر ارتباط واقعا برقرار شده باشد، به همه آن پيام هاييکه توسط ارواح فرستاده مي شود نمي توان عمل کرد. زيرا چه بسا پيامي که به فرد مدعي ارتباط رسيده باشد از ارواح خبيثه صادر شده باشد.
يک قاعده کلي که براي شناساييييام هاي صحيح ارواح مي توان تعريف کرد اين است که پيام هاي صحيح نبايد با اصول اديان الهي و دعوت پيامبران منافات داشته باشد. بنابراين، براي شناخت پيام هاي درست از پيام هاي نادرست، بايد اول دين و دستورات پيامبران و اولياء الله (ائمه معصومين) عليهم السلام را بخوبي شناخت و آنگاه با سنجش پيام ها با تعاليم اديان الهي و بويژه اسلام، درستي و نادرستي آنها را مشخص نمود.
بهر حال پيام هايي که ارواح مي فرستند (بر فرض صحت ارتباط و صحيح بودن پيام ها و صدور آنها از ارواح پاک) براي ما هيچ گونه التزامي نمي آورد. زيرا آنچه را که لازم بوده است که انجام دهيميا ترک کنيم، اسلام براي ما بيان کرده است و ديگر نيازي به استمداد از دستورات ارواح نداريم. و تنها به صورتيقين به ارتباط با ارواح ويقين به مومن بودن آن روح مي توانيم (اختيار داريم) که از رهنمودهاي آن استفاده کنيم. که رسيدن به چنينيقين و اطميناني نيز بسيار مشکل است و با اين حساب بايد از خير پيام هاي دريافت شده در اين ارتباط ها، گذشت.
بهترين راه براي مبارزه با وسواس عمل به پيام ارواح، بي اعتنايي به آنهاست. اگر شخصي که مبتلا به اين مساله شده است، که يک حالت روحي در عمل کردن به اين گونه پيام ها و ارتباط ها مي بيند، بايد براي مدتي نسبت به آنها بي اعتنا باشد تا اين حالت روحي از او برطرف شود.
به هر تقدير، اولا اين پيامهايي که خبر از حوادث آتي مي دهند، به فرض صحت و به فرض آنکه اين ارتباط واقعي و آن روح هم مومن باشد، چيزي جز گمان و ظن حاصل نخواهد کرد. اي بسا که يک روح مقتضي يک فعل را ببيند اما شرايط ديگر و مانع را مشاهده نکند و به لحاظ فقهي هم امور حقوقي با اين گونه اعمال غير طبيعي قابل اثبات نيست و اگر به حيثيت افراد و حقوق معنوي آنان هم لطمه وارد کند، نقل و ارتباط اين گونه حرام و خلاف شرع مبين است.
[1]-مکارم شيرازي، آيت الله ناصر- عود ارواح، به نقل از احد زمرديان در کتاب حقييقت روح.
[2]- بحار الانوار، ج 6، صفحه 254، احوال البرزخ و القبر و العذاب.
[3]--بحار الانوار، ج 22، صفحه 472، وصيته عند قرب وفاته.
[4]- من لايحضره الفيه، ج 1، صفحه 179.