سازگاري مجدد با زندگي پس از طلاق
بسياري از آدميان طلاق را شکست در حوزه بسيار با اهميتي از زندگي تلقي ميکنند. افرادي که تجربه طلاق را پشت سر گذاشتهاند، خود را از لحاظ اجتماعي فردي نابسنده و فاقد مهارتهاي ارتباطي بسيار اساسي ميدانند.
پس از طلاق، به دلايل مختلف ممکن است عزت نفس افراد، دچار آسيب شود. از آنجاييکه اغلب اوقات طلاق به دنبال يک دوره تعارض رخ ميدهد، بسياري از افراد که در معرض طلاق قرار گرفتهاند، خود را شخصي نابسنده و فاقد توان کافي ميدانند.
افرادي که تجربه طلاق را پشت سر گذاشتهاند، خود را از لحاظ اجتماعي فردي نابسنده و فاقد مهارتهاي ارتباطي بسيار اساسي ميدانند
مردان و زنان از لحاظ واکنشي که در برابر طلاق از خود نشان ميدهند، با يکديگر متفاوتند. مردان گرايش به آن دارند که طلاق را به عنوان رويدادي که به ناگهان رخ داده است، ادراک کننده و زنان بيشتر احتمال ميرود که آن را به عنوان نقطه پاياني بر يک فرآيند طولاني قلمداد کنند. از سوي ديگر مطالعات نشان داده است که طلاق براي زنان تجربه اي تنشزاتر و گسلندهتر از مردان است.
کنار آمدن با طلاق
سازگاري با طلاق به عوامل بسياري از جمله نگرش در مورد ازدواج ناموفق، شخصيت فرد و محيط اجتماعي و ... بستگي دارد. در ادامه اين مبحث، برخي توصيههاي کلي در اين زمينه به شما ارائه ميگردد:
- بسياري از افراد، طلاق را معادل با مرگ ميدانند. فقدان فردي (همسر) که زماني دوستتان داشته و شما دوستش داشتيد، ميتواند اين احساس را در شما ايجاد کند که ديگر فردي دوست داشتني نيستيد و بخش مهمي از زندگيتان را از دست دادهايد.
يادگيري اين مساله که به زندگي فعليتان سر و سامان دهيد و دوباره بياموزيد که به سبک و روش ديگري زندگي کنيد، به شما کمک بسياري خواهد کرد.
مردان گرايش به آن دارند که طلاق را به عنوان رويدادي که به ناگهان رخ داده است، ادراک کننده و زنان بيشتر احتمال ميرود که آن را به عنوان نقطه پاياني بر يک فرآيند طولاني قلمداد کنند
- شما بايد بپذيريد که بخشي از زندگي شما (زندگي زناشويي) دچار وقفه شده است ولي اين رويداد بدان معنا نيست که
شما از جنبههاي ديگر زندگي خود غافل شويد لذا تغييرات اساسي در روند زندگي خود ايجاد کنيد. با اعضاي خانوادهتان که مورد علاقه و اعتمادتان هستند، در ارتباط باشيد. صحبت کردن با اين افراد (در مورد احساسات و مشکلاتي که با آن مواجه هستيد) نقش سوپاپ اطمينان را بازي کرده و موجب تخليه هيجاني شما ميشود.
- طلاق در بسياري از افراد (به خصوص زنان) باعث شکلگيري افسردگي ميگردد و ادامه يافتن اين مشکل گاه باعث ميشود که تا مدتها بعد ازطلاق، فرد در حال دست و پنجه نرم کردن با اين مشکل باشد. در اين مواقع به افراد توصيه ميشود که در صورت ادامهدار شدن مشکل، حتماً به يک روان درمانگر مراجعه کنند. از طرف ديگر با افرادي از اعضاي خانواده و يا دوستان خود، که اين تجربه را پشت سر گذاشتهاند، مشورت کنيد و بررسي کنيد که آنها در اين شرايط چه راهبردهايي را اتخاذ کرده بودند.
شما بايد بپذيريد که بخشي از زندگي شما (زندگي زناشويي) دچار وقفه شده است ولي اين رويداد بدان معنا نيست که شما از جنبههاي ديگر زندگي خود غافل شويد
- به اين مساله توجه داشته باشيد که هيچکس کامل و بدون نقص نيست. اگر زندگي زناشويي شما با شکست مواجه شده است و مجبور به طلاق شدهايد، اين مساله نشاندهنده نقص يا ناکارآمدي شما نيست. بسياري از زوجين بر اثر عدم دقت در انتخاب درست، مشکلات ارتباطي، عدم هماهنگي و... ممکن است مجبور به طلاق شوند، بنابراين شما تنها نيستيد و اين تجربه منحصر به شما نميگردد، لذا خودتان را مقصر ندانسته و به سرزنش خويشتن نپردازيد. اطمينان داشته باشيد که طلاق پايان راه نيست. به خودتان فرصت دهيد تا اين شرايط سخت را پشت سر بگذاريد و به اين اميد باشيد که در آينده دور يا نزديک، خواهيد توانست بناي يک زندگي زناشويي موفق را پايهريزي کنيد.

براي کنار آمدن با طلاق، کمکهاي بيروني از سوي متخصصان بهداشت رواني و گروههاي خودياري متشکل از افراد مطلقه ميتواند کمک موثري به اين دسته افراد ارائه دهد. گاه مشاهده ميشود، حتي هنگاميکه طرفين عزم خود را براي طلاق جزم کردهاند، مشاوره با زوجها ميتواند مفيد واقع شود. برخي از فنون مسالهگشايي و مهارتهاي حل تعارضي هم ميتواند براي کمک به حل آسيبهاي ناشي از جدايي موثر باشد. اگر در جريان طلاق و يا بعد از آن قرار داريد، مراجعه به مراکز بهداشت رواني به شما توصيه ميشود.
مريم عطاريان-
افزوده شده در تاریخ: 11:33:33 - 1388/11/12
|