|
|
|
|
|
|
|
ميلاد نور موعود
در روزگار قحطي محبّت و خشک سالي مهر و صميميّت در آن فضاي تاريک و در اوج حاکميّت قدرت پرستانِ حقيقت ستيز، الطاف زلال رحمان و رحيم از کوثر ولايت جاري، و بار ديگر حکايت پرشور فرعون و موساي کليم تکرار شد. در مقابل ديدگان خسته تاريخ و پيش چشم دژخيمانِ تا دندان مسلح خليفه عباسي، چهاردهمين ماه درخشان عصمت و پاکي طلوع کرد و نور اميد را در دل هاي غمگين و تشنه محبت روشن ساخت و جان عاشقان زيبايي را به زمزمه و غزل سرايي و شادي و پاي کوبي فرا خواند. آري آن شب آسمانِ سامرّا از ظهور معجزه ديگر خدا به خود مي باليد و آخرين غنچه زيباي بوستان فاطمي در دامن نرگس شکوفا شد و اميد به برپايي عدل در جان شيفتگان عدالت، حياتِ دوباره يافت. شب نيمه شعبان
در آن لحظه زيبا از شب نيمه شعبان، عمر ظلمت ترديد و حيرت به پايان رسيد و رحمت بي پايان سبحاني از سرچشمه فيّاض ابدي به سوي برهوت عالم خاک سرازير شد و جان هاي تشنه را با جام هاي وعده وصال تازگي بخشيد. طلوع فجر نيمه شعبان در سال 255 ق مقارن بود با تجلّي بزرگ جلال و جمال الهي. در آن لحظه زمين شاهد حضور عرشيان در آسمان بود که با زمزمه آيه «فَتبارَک اللّه اَحسن الخالقين» به تماشاي زيباترين گوهر آفرينش مشغول بودند و به زمين به پاس پذيرايي از چنين مهمان عزيزي تبريک مي گفتند. غلبه اراده خدا
دوره امامت حضرت عسکري عليه السلام از دوره هاي بسيار حسّاس و سخت تاريخ تشيّع است. معتمد، خليفه عباسي، بر اساس اخباري که از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و ائمه اطهار عليهم السلام نقل شده بود مي دانست آخرين حجت الهي، آن انتقام گيرنده از ستمگران و پناهگاه مظلومان و تحقق بخش آرزوي همه پيامبران و برقرار کننده حکومت عدالت و توحيد، در خانه امام حسن عسکري عليه السلام چشم به جهان خواهد گشود. خليفه عباسي به منظور دست يافتن به اين آخرين ذخيره الهي همواره حضرت عسکري عليه السلام را تحت نظر داشت تا شايد بتواند از ميلاد اين فرزند دادگستر جلوگيري کند؛ غافل از آن که وعده الهي در سحرگاه نيمه شعبان سال 255 ق بدون اين که دژخيمان کوچک ترين آگاهي يابند، در سلامت کامل ديده به جهان گشود و شجره طيبه ولايت را استمرار بخشيد و بار ديگر غلبه اراده خداوند را بر تلاش هاي مذبوحانه ستمگران به نمايش گذاشت. با پدر در خفا
حضرت مهدي عليه السلام پس از تولّد حدود پنج سال در کنف حمايت پدر بزرگوارشان به صورت نهان زندگي مي کردند. امام حسن عسکري عليه السلام در اين مدت علاوه بر مراقبت کامل از آن حضرت مژده زاده شدن او را به اطلاع افراد مورد اعتماد رساندند و به اين وسيله جلو بسياري از اختلافاتي را که پس از شهادت امام يازدهم عليه السلام امت اسلامي را تهديد مي کرد، با کمال دقّت گرفتند و گذشته از آن زمينه را براي تحمّل دوره غيب ولي اللّه اعظم فراهم ساختند. آن حضرت توطئه رواج يأس در بين پيروان اهل بيت عليهم السلام را ـ که با سرمايه گذاري هاي عظيم فکري و اقتصادي خلفاي جور در حال گسترش بود ـ با شکست مواجه ساختند و به تمام شبهات و تشکيکات حساب شده دشمن ـ که با هدف ضربه زدن به اساس نظام اعتقادي پيروان اهل بيت عليهم السلام مطرح مي شد ـ جواب هاي کامل و کافي دادند. تقويت اميد به پيروزي
گرچه پس از ميلاد امام زمان عليه السلام در نتيجه بعضي مصالح و نيز خطرهايي که وجود داشت، مردم از مشاهده وجود گران مايه آخرين حجّت معصوم الهي محروم بودند، اما با اطلاع يافتن از تولّد منجي عالم، گل اميد در دل هاي شيفته تمام مستضعفان عالم و پيروان حقيقت و راستي شکوفا شد و آنان با قوّت قلب بيش تر به انتظار ظهور دادگستر جهاني به پاسباني حريم دل نشستند و به آماده سازي زمينه هاي ظهور مشغول شدند. انتظار
پيروان اديان در اين عقيده مشترکند که در يک دوره بحراني و تاريک از ظلم و تعدي انسان هاي مستکبر و بيدادگر، نجات دهنده بزرگ جهاني ظهور خواهد کرد و اوضاع نابسامان جهاني را اصلاح خواهد کرد. اميد به تحقّق اين واقعه بزرگ نيروهاي افراد را از رکود باز مي دارد و آنان را از يأس رهايي مي بخشد. علي بن ابي طالب عليه السلام به پيروان خود سفارش مي کنند: «در انتظار فرج قائم آل محمد باشيد و از رحمت خدا نااميد نشويد. به درستي که نيکوترين اعمال در پيشگاه خداوند متعال در حال انتظار به سر بردن است». انسان منتظر
وقتي انتظار حرکت آفرين شد انسان منتظر نمي تواند به بهانه انتظار به گوشه خلوت پناهنده شود. انسان منتظر چون شيفته قيام رهبر معصوم خويش است، همواره در حال آمادگي به سر مي برد و به ميزان دل بستگي که به امام خود دارد در راه کسب تقوا و پاکي و فضيلت هاي والاي اخلاقي و الهي مي کوشد تا در لحظه صدور فرمان ظهور از ناحيه خداوند متعال، از آمادگي لازم براي ياري مولايش برخوردار باشد. او مي داند کسي که غرق در شهوات است و همواره راه باطل مي پويد، نمي تواند خود را منتظر ظهور حقّ بداند. منتظر واقعي هرگز از رفتار اصلاحي و گسترش پاکي و جلوگيري از شيوع گناه و فساد و بي عدالتي غفلت نمي کند. جامعه منتظر
جامعه منتظر هرگز تن به ستم نمي دهد و حضور بي عدالتي و فساد و نابساماني را برنمي تابد. جامعه منتظر در اوج قدرت و طغيان مستکبران، بدون ترسيدن از قدرت پوشالي آنها، در مقابل بيدادگري ها مي ايستد و درس شهامت و شهادت را به انسان ها مي آموزد و سرانجام جامعه منتظر جامعه اي است که عزت را در سخت ترين اوضاع و با بذل عزيزترين و گران قدرترين سرمايه هاي خود حفظ مي کند و در راه تعالي اخلاق و معنويت و آزادي از قيد و بند عبوديت هواهاي نفساني از هيچ کوششي دريغ نمي ورزد و تلاش مي کند تا زمينه نجات تمام انسان هاي دربند قدرت هاي ستم پيشه فراهم گردد، تا همه بندگان خدا از تاريکي عبادت بت هاي گم راه کننده به روشنايي سعادت دست يابند. زمان ظهور خورشيد
گرچه براي ظهور امام زمان عليه السلام وقت خاصي در سخنان اهل بيت عليه السلام ذکر نشده و حتي کساني را که براي ظهور وقت تعيين مي کنند، دروغ گو خوانده اند، با اين همه از طريق ذکر نشانه هاي بسياري، به موعد ظهور اشاره هاي بسيار گويايي شده است. امام صادق عليه السلام در ضمن روايتي، به يکي از ياران خود حدود پنجاه علامت از علامت هاي زمان ظهور را بيان مي کنند. حضرت مي فرمايند:
«هنگامي که ببيني ستم همه جا را فرا گرفته است، اهل باطل بر اهل حقّ پيشي گرفته اند کوچک ترها براي بزرگ ترها احترام قائل نمي شوند، مدح و چاپلوسي فراوان، و پيوند خويشاوندي بريده شده، همسايه همسايه خود را از ترس زبانش و آزارش احترام مي کند. مردم از کسي طرف داري مي کنند که پيروز است، آنهايي که دنبال حلال هستند نکوهش مي شوند ولي آنها که دنبال حرام هستند مدح مي شوند و کسي که امر به معروف مي کند به او مي گويند اين کار وظيفه تو نيست...، در چنين اوضاعي مراقب خويش باش و از خدا نجات بخواه که به راستي زمان فرج فرا رسيده است». شناساندن امام زمان عليه السلام
اگر مفهوم انتظار را چشم داشت ظهور و درخواست حاکميت احکام الهي بدانيم، واضح است که لازمه منتظر واقعي بودن علاوه بر ايمان به ظهور، عمل به وظايفي است که بر عهده تک تک افراد در دوره غيبت نهاده شده است. از جمله اين وظايف، گذشته از شناخت امام زمان عليه السلام ، شناساندن آن حضرت به ساير مردم است تا در دوران سخت غيبت از نااميدي نجات پيدا کنند و با ايمان به نصرت الهي و اعتماد به امدادهاي غيبي و توجّهات خاصّ آخرين حجت الهي، به فراهم کردن زمينه ظهور بپردازد. حضرت امام حسن عسکري عليه السلام مي فرمايند: «هرکه بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است». خدمت به امام مهدي عليه السلام
روزي يکي از ياران امام صادق عليه السلام از آن حضرت سؤال کرد: يابن رسول اللّه، آيا قائم آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم که بشارت ظهور او را مي دهيد، تولد يافته است؟ حضرت فرمودند: «نه، او هنوز به دنيا نيامده است. اگر او را درک مي کردم تمامي روزهاي عمرم را در خدمت او سپري مي ساختم».
از همين حديث و احاديث نظير آن به خوبي معلوم مي شود که خدمت به امام عصر(عج) از برترين عبادت ها و محبوب ترين کارهاست؛ چرا که حضرت صادق عليه السلام خدمت به آن حجت الهي را بر تمام کارهاي ديگر ترجيح مي دهند. البته بايد توجّه داشت که خدمت به آن حضرت در دوران سخت غيبت، از طريق عمل به وظايف ديني و پاسداري از آيين اسلام و رسيدگي به سلامت اخلاقي و اعتقادي مردم و زمينه سازي مقدمات ظهور و مبارزه با دشمنان عملي مي گردد که نبايد از آنها غافل بود. صبر در برابر دشمنان
دشمنان به منظور به يأس دچار ساختن آحاد جامعه اسلامي از طرق مختلف به مبارزه با فرهنگ مهدويّت برمي خيزند؛ به عنوان مثال گاهي وجود او را انکار مي کنند يا با انواع تهمت ها افراد ناآگاه جامعه اسلامي را با انواع شبهات روبرو مي سازند... در چنين اوضاعي از جمله وظايف افراد جامعه اسلامي شکيبايي و دفع شبهات دشمنان است. اين کار به اندازه اي اهميّت دارد که امام حسين عليه السلام از آن با عنوان جهاد در رکاب پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم ياد مي کنند. آن حضرت در روايتي مي فرمايند: «خداوند به واسطه قائم آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم زمين را پر از داد خواهد ساخت. گرچه مشرکان اين کار را نپسندند. او را غيبتي است که عده اي در آن از دين خدا بر مي گردند و گروهي در دين خدا پايداري مي کنند و در نتيجه مورد آزار دشمنان قرار مي گيرند. بدانيد هرکس در آن دوره سخت در مقابل آزار دشمنان شکيبا باشد، همانند کسي است که با شمشير در خدمت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم به جهاد مي پردازد». همدلي در کمک به امام زمان عليه السلام
از جمله شروط ظهور همدلي و وحدت قلبي پيروان آن حضرت است. بر اين اساس يکي از مسئوليت هاي بزرگ آحاد جامعه اسلامي فراهم نمودن زمينه همدلي و هماهنگي مردم با يکديگر است. در زمان انبياي پيشين نيز وقتي پيامبري در نتيجه تشتت آراي پيروانشان به دستور الهي غيبت بر مي گزيدند، تا مردم به هم نوايي و وحدت فکري و اعتقادي نمي رسيد درخواست بازگشت پيامبرشان به مرحله اجابت نمي رسيد. حضرت مهدي عليه السلام در توقيعي خطاب به شيخ مفيد رحمه الله در اين باره مي فرمايند: «اگر شيعيان ما در راه وفا به پيماني که بر دوش دارند همدل و متحد بودند، موضوع ديدار ما با ايشان به تأخير نمي افتاد و سعادت ديدار ما براي آنان زودتر حاصل مي شد. بنابراين تنها چيزي که ما را از ايشان دور مي سازد رفتارهاي ناپسند خود آنان است...». مرزباني از دين
بدون ترديد در دوران غيبت يکي از وظايف مهم، مردم، پاسداري از احکام و ارزش هاي الهي است؛ چرا که دشمنان در چنين زماني فرصت را غنيمت دانسته، از راه هاي مختلف به ويران کردن اساس نظام اعتقادي و اخلاقي و ارزشي اسلام مشغول مي شوند تا از طريق به کنار راندن احکام الهي، زمينه دست يابي به اهداف شيطاني خويش را فراهم سازند. بر اين اساس منتظران واقعي حجّت الهي نه تنها از حقّ غفلت ندارند، بلکه موظّفند با تمام وجود به دفاع از آرمان ها بپردازند و امّت اسلامي را از دچار شدن به ترديد و تشتّت آرا بازدارند. واضح است که در اين مورد عمده مسئوليت متوجّه انديشمندان آگاه و متعهد است، امام هادي عليه السلام در اين باره مي فرمايند: «اگر پس از غيبت قائم عليه السلام عالماني نباشند که مردم را به سوي او دعوت مي کنند و با برهان هاي روشن از دين دفاع نمايند، بندگان ناتوان خدا از دام هاي شيطان و دشمنان رهايي پيدا نمي کنند». چنگ زدن به دامن اهل بيت عليهم السلام
در دوره اي که در نتيجه توطئه هاي دشمنان تشخيص کار درست و راه مستقيم سخت مي شود، دست يابي به سعادت واقعي جز از طريق تمسّک به کتاب خدا امکان پذير نخواهد بود و صد البتّه فهميدن کتاب خدا و توشه گرفتن از آيه هاي نوراني آن جز از طريق زانو زدن در حضور عالمان به تأويل قرآن و اهل ذکر ميسر نيست. لذا امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمودند: «خوشا به حال آناني که در غيبت قائم ما به ريسمان ولايت ما چنگ مي زنند و در دوستي با ما و در مخالفت با دشمنان ما پابرجا هستند. آنها از ما و ما از آنهاييم». بنابراين دوستدار سعادت، در صورتي به سر منزل مقصود دست مي يابد که دست از دامن اهل بيت عليهم السلام برندارد و رهنمودهاي آنها را چراغ راه خود قرار دهد. اخلاص و خيرخواهي
يکي از شرايط توفيق يافتن در ياري حضرت مهدي عليه السلام داشتن اخلاص در نيّت و انگيزه شايسته در ياري امام عصر عليه السلام است. در اين باره در يکي از توقيعات صادره از ناحيه آن حضرت آمده است: «... به درستي که خداوند ما را به لطف و احسان پيوسته خويش و به بهره هاي انعام و کرم خود موفّق و خشنود ساخته است و ما را نيازمند ياري ديگران نساخته؛ مگر آن ياري که از سر اخلاص و خيرخواهي محض صورت بگيرد و در کاري که به عنوان ياري ما انجام مي گيرد تقواي الهي و انگيزه قرب به او رعايت شده باشد». سيره حکومتي امام مهدي عليه السلام
در توصيف ويژگي هاي حکومتي امام مهدي عليه السلام مطالب زيادي وارد شده است. برخي از روايات به ويژگي هاي کلي حکومت آن حضرت تصريح دارد؛ براي مثال نقل شده که آن حضرت همان گونه عمل خواهد کرد که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم عمل مي کردند و تک تک احکام و ارزش هاي قرآن را در سرتاسر جهان حاکميت خواهد بخشيد. در برخي ديگر از روايات به نکات دقيق عملکردهاي آن منجي جهاني اشاره شده است؛ به عنوان نمونه در دسته اي از روايات آمده است:
«با مردم و مخصوصا توده هاي محروم بسيار کريمانه و با محبّت رفتار خواهد کرد؛ اما با مسئولان و کارگزاران بسيار دقيق خواهد بود و کوچک ترين تخلف آنها را بدون دليل نخواهد پذيرفت. اموال را به صورت مساوي و به عدالت در ميان همه مردم تقسيم خواهد کرد و کسي را بر کس ديگر امتياز نخواهد داد. در داوري به قدر سرسوزني بر کسي بيداد روا نخواهد کرد. امام زمان عليه السلام ميزان عدل را در ميان مردم آن چنان مستقر خواهد ساخت که هيچ کس نتواند به ديگري ستمي روا دارد». برنامه هاي امام مهدي عليه السلام در کلام علي عليه السلام
درباره ويژگي هاي حکومت امام زمان عليه السلام و برنامه هاي اصلاحي و تحوّلاتي که آن حضرت در عرصه هاي فرهنگي و اعتقادي و اقتصادي و سياسي و اجتماعي انجام خواهد داد، مطالب فراواني در سخنان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و ائمه اطهار عليهم السلام وجود دارد. بر اساس روايات، در زمان حکومت آن حضرت زمين و آسمان برکات خود را بر بندگان خدا ارزاني خواهد داشت و عدل در سرتاسر جهان استقرار خواهد يافت. امنيت و صلح حاکميت پيدا خواهد کرد و رفاه و آسايش براي تک تک مردم فراهم خواهد شد. امام علي بن ابي طالب مي فرمايند: «چون قائم آل محمد ظهور کنند هواهاي نفساني را به هدايت باز مي گرداند و اين هنگامي است که مردم هدايت را تابع هوا و هوس ساخته اند. آن حضرت تمام آرا و عقايد را در زماني تابع قرآن خواهد کرد که مردم قرآن را تابع رأي خود کرده اند...». راز و نياز امام جعفر صادق عليه السلام با امام زمان عليه السلام
مولاي من، غيبت تو خواب را از ديدگانم دور ساخته و زمين را با همه فراخنايش بر من تنگ و تاريک گردانيده و آرامش و آسايش را از من ربوده است. مولاي من، نديدن تو درد و رنج مرا به سختي ها و تلخ کامي هاي ناخوشايند و اندوه زاي روزگار پيوند زده است.
هنوز از يک بلا، اشک ديدگانم نخشکيده و سوز دل از زخم آن حادثه آرام نشده که رنج شديدتر و دردناک تري بر من تاختن مي آغازد و فرصت دست يافتن به آرامش را از من سلب مي نمايد... درخواست يقين
خداوندا، به سبب طولاني شدن غيبت و بي خبر بودن ما از آن حضرت، يقين را از ما سلب نکن و ياد او و انتظار او و ايمان به حقّانيّت و يقين به ظهور او را از ما مگير. [پروردگارا،] ما را از دعا کردن در حق آن حضرت و درود فرستادن بر ايشان محروم مگردان، تا طولاني شدن دوران غيبت او ما را از قيامش نااميد نسازد. خداوندا، دل هاي ما را در ايمان به آن حضرت قوي بدار... و ما را در اطاعت از او نيرومند ساز و در پيروي از حضرتش ثابت قدم بدار. مرا در شمار حزب او درآور و عضوي از ياورانش ساز و از جمله کساني قرار ده که در همه احوال از کارهاي او خشنودند. و اين حالت را در تمام دوره زندگي و حتي در موقع مرگ از ما سلب نکن؛ به گونه اي که ما را درحالي از دنيا ببري که از شک کنندگان و يا پيمان شکنان و تکذيب کنندگان به شمار نياييم... بار پروردگار
خداوندا، اگر پيک مرگ در رسيد و مرا نيز همانند ديگر افراد رهسپار عالم آخرت ساخت و درنتيجه، در زمان حياتم موفق به درک زمان ظهور و قيام مصلح موعود نشدم تا به فرمان او در راه عدالت و ايمان عليه دشمنانش به جهاد برخيزم، از تو درخواست مي کنم که به هنگام فرا رسيدن زمان ظهورش به من نيز اجازه حضور در رکاب آن حضرت عنايت کن تا به ياري او بشتابم و به نداي ملکوتي آن فرشته نويدبخش تو ـ که مردم سرتاسر گيتي را به ايمان به حقيقت و ياري آخرين حجّت تو فرا مي خواند ـ لبّيک گويم. پروردگارا، طلعت زيبا و چهره نوراني و ستودني قائم بر حقّ خودت را بر ما آشکار ساز تا با نگريستن به او چشمان بي رمق ما نيرو و روشني يابد. خداوندا، ظهور او را نزديک کن، زمينه حکومتش را فراهم نما و مرا نيز در مسير تلاش براي حاکميت يافتن او قرار ده... تا در پرتو ياري تو ويراني ها ناشي از ستم را آباد سازد و دل هاي مرده و افسرده را حيات دوباره بخشد... جشن نيمه شعبان
جشن نيمه شعبان جشن آمادگي است؛ آمادگي براي شرکت در نهضتي بزرگ و انساني؛ نهضتي که سازنده و حيات بخش است. آغاز آن با ظهور مهدي و فرجام آن شکست سيه روزي ها، جهل ها، شرک ها، فسادها و جنايت هاست. آن کس که ولادت مهدي را اين چنين جشن مي گيرد به حقيقت مي خواهد براي شرکت در اين نهضت اعلام آمادگي کند و آن کس که به نام مهدي و از شنيدن لقب قائم عليه السلام قيام مي نمايد، مي خواهد بگويد که من جان بر کف، مهياي قيامم و در اين قيام آمادگي همه جانبه دارم و در نهضت عظيمي که به رهبري آن امام براي سر و سامان يافتن امور جهان صورت مي گيرد، شرکت مي کنم و اعلام آمادگي مي نمايم. جشن مستضعفان
تولّد مهدي جشن همه مستضعفان جهان است و بايد همگان در آن شرکت کنند. اگر استضعاف شدگان دنيا بدانند که شيعه در جهان بيني خود از لحاظ فکري چه دارد و چه انتظاري را مي کشد، با آن هم صدا و هم سخن شده و با هم، چنين جشني را برپا مي دارند. همه مستضعفان جهان به ياد مهدي عليه السلام و عصر حکومت افتخار آميزش، به انتظار تحقق نظامي که او ايجاد مي نمايد و به شادماني رؤيت علمي که او استوار مي سازد، در اين روز و شب بر مي خيزند و شادماني مي کنند. مي کوشند در سايه اين نشاط و شادماني قدرت و نيرويي کسب کنند و شوري و جنبشي در خود پديد آورند و زمينه را براي تحقق آن اميدها و آرزوها مساعد سازند. جشن ولادت مهدي جشن پرچمدار اين نهضت، ولي نعمت مستضعفان، رهبر بيدارشدگان، و سرانجام بقية اللّه اعظم است. منتظران با شرکت در آن مراسم با او پيمان مي بندند و براي بيعت کردن اعلام آمادگي مي نمايند. جشن تولد مهدي عليه السلام
جشن تولّد امام زمان جشن زنده شدن آرزوها، احياي اميدها، رونق گرفتن تمنّاهاي عالي انساني و در يک کلام جشن منتظران است و به همراه تولّد مهدي، شادي و اميد در دل مشتاقان و آرزومندان تحقّق وعده الهي زنده مي شود و شرکت کنندگان در جشن به ياد دوران حکومت حيات بخش او آمادگي خود را اعلام مي کنند، مردم از آن رو اين جشن را گرامي مي دارند که حيات و تولد مهدي عليه السلام سرنوشت ساز و عامل توجّه بقا و راز زندگي توأم با حيثيت و شرافت ماست. اين تولّد گامي براي جهت يافتن بشريّت به سوي صراط مستقيم حقّ و عدل و تحقّق آرمان هاي ميليون ها انسان خواهد بود. جشن تولد مهدي عليه السلام جشني توأم با آگاهي دادن و آگاهي يافتن است؛ فرصتي است براي انديشيدن در اين امر که ما چگونه ايم و چگونه بايد باشيم. درس نيمه شعبان
اين ميلاد و اين ياد بزرگ بايد به ما درس بدهد. احساسات بسيار خوب است. عواطف پشتوانه بسياري از اعمال نيکوي انسان هاست، ايمان و عقيده قلبي به وجود اين منجي عظيم عالم، شفابخش بسياري از بيماري ها و دردهاي معنوي و روحي و اجتماعي است؛ ولي فراتر از همه اينها بايد از اين ياد، از اين خاطره [و] از اين حادثه عظيم درس بگيريم. هرسال اين جشن ها برپا مي شود و دل ها را معطّر مي کند، اگر درس هاي عميقي که در تجديد اين خاطره وجود دارد براي رفتار ما و عمل ما مي تواند يک آموزنده و معلم به حساب بيايد، يقينا پيشرفت جامعه ما به سمت کمال، روان تر و سريع تر خواهد شد. يک درس از اين درس ها اين است که همه بدانند [و] همه اذعان و باور کنند که حرکت عالم به سمت صلاح است؛ به سمت آفاق روشن است. مستکبران عالم هرچه مي خواهند بگويند، تظاهر به قدرت نمايي بکنند اما لشکر حقّ و حقيقت کاروان بشريت را به سمت سرمنزل عدل و داد پيش مي برد. تبريک نيمه شعبان (در کلام امام رحمه الله )
سالروز مبارک ولادت باسعادت و پر برکت حضرت خاتم الاوصيا و مفخرالاوليا حجت بن الحسن العسکري ـ ارواحنا لمقدمِهِ الفدا ـ بر مظلومان دهر و مستضعفان جهان مبارک باد. و چه مبارک است ميلاد بزرگ شخصيّتي که برپا کننده عدالتي است که بعثت انبيا عليهم السلام براي آن بود و چه مبارک است زادروز ابرمردي که جهان را از شرّ ستمگران و دغل بازان تطهير مي نمايد و زمين را پس از آن که ظلم و جور آن را فرا گرفته، پر از عدل و داد مي کند و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض مي نمايد. چه مسعود و مبارک است روزي که جهان از دغل بازي ها و فتنه انگيزي ها پاک شود و حکومت عدل الهي بر سراسر گيتي گسترش يابد و منافقان و حيله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حقّ تعالي بر بسيط زمين افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامي بر بشريت حاکم شود و کاخ هاي ستم و کنگره هاي بيداد فرو ريزد و آنچه غايت بعثت انبيا عليه السلام [و[ حاميان اوليا عليه السلام بوده تحقق يابد.
|
| |
|
|
| |
|
| |
|
|
|
|
|
|
|